اعتدال و عدالت

31 تیر 1398
نویسنده:  

"فرقان و خشم و عدالت"

 

چقدرموضوع‌این‌ماه‌رودوست‌دارم.

بله هم‌دوسش‌دارم و‌هم‌ناراحتم‌میکنه.

می‌پرسیدچرا؟

چون‌رابطه‌تنگانگی‌باخودمن‌داره.

اصلا بذارین‌ازاینجاشروع‌کنم‌که‌عدالت‌چیه؟

تعاریف‌زیادی‌درموردعدالت‌شده ولی‌انصافازیباترین‌وصفی‌که دیدم‌این‌بود: عدالت‌یعنی،

 هرچیزی‌سرجای‌خودش‌باشه وحق‌هرکسی‌رابهش‌بدیم.

واقعاچقدرزیبامی‌شداگرحق‌هرکسی‌محفوظ‌بود. حتی‌حیوانات‌وجمادات.

مثلادرمقابل‌زیبایی‌وبوی‌خوشی‌که‌گل‌به‌مامیده، مابهش‌کودوآب‌بدیم ولگدش‌نکنیم.! یانچینیمشون.

گاهی‌به‌خودم‌میگم، چراصنعت‌خودخواهانه‌ای به‌اسم‌صنعت‌خریدوفروش‌گل‌داریم.

آره‌میدونم‌حرفم‌یه‌کم‌ایده‌آلیستی‌بودوشایدهم‌بایدبدونم‌که گل‌هابرای‌خریدوفروش‌هم‌هستندولی‌این‌چیزیه‌که‌تو روان‌من‌مثل‌یک‌علامت‌سواله‌ومیگم‌نمیدونم.

بذارین یه مثال دیگه بزنم

مثلاهمین‌که‌من‌گفتم‌نمی‌دونم شایدخودش‌عدالت‌باشه. یعنی‌من‌سرجای‌خودم‌هستمو‌متوجه‌شدم‌که قرارنیست‌درموردهمه‌چیزوهمه‌کس‌نظربدم‌وهمه‌چیزروبدونم‌. قضاوت‌کامل‌، فقط‌شامل‌حال‌کسی‌میشه‌که‌تمامی‌دنیای‌درونی‌شخصی‌رو‌که‌می‌خواد قضاوتش‌کنه‌روبشناسه.

آیا‌برای‌من‌وشمااین‌کارممکنه؟؟

یه کم عینی‌تر حرف بزنیم.

عدالت‌شایدیعنی‌اون‌کارگری‌که‌برای‌زندگیش‌عرق‌می‌ریزه‌تابتونه‌خیلی‌راحت توتعطیلات‌باخانواده‌اش‌یه‌مسافرت‌خوب‌بره، راحت‌خرج‌کنه‌درمقابل این‌موضوع، ‌اون‌دوست‌نسبتاعزیزی‌که‌ازاسم‌پدرش‌نون‌می‌خوره‌وبرای‌گردش‌آخرهفته‌اش باماشین‌میلیاردیش‌دوردور‌میی‌کنه، بره‌ویه‌کم‌زحمت‌بکشه وحق‌واقعی‌خودشودریافت‌کنه.

درموردعدالت‌درتمامی‌جوامع‌بحث‌شده واین‌گرایش‌به‌عدالت، درابناع‌بشربوده‌وهست.

می‌دونیدحتی‌انسان‌های‌غارنشین‌هم اگه‌شکاری‌می‌کردندقطعاًبه‌قاعده‌ی‌عدالت‌تقسیمش‌می‌کردند وبامعنی‌حق‌وباطل، اعتدال‌ازداشته‌هاشون محافظت‌می‌کردند.

حالاچطورعدل‌وعدالت‌روبشناسیم؟

شناخت‌این‌مفهوم‌نیازبه‌یک‌وسیله‌داره. وسیله‌ای‌که‌تفاوت‌قائل‌شه بین‌حق‌وباطل‌یاعدل‌و بی‌عدالتی که‌می‌تونیم‌اسم‌این‌وسیله‌روفرقان‌بذاریم.

فرقان‌هازیادن‌ودرطول‌تاریخ‌بشری‌بسیاری‌ازاین‌فرقان‌هامعرفی‌شدن. گاه‌توسط‌خودبشرازدیدگاه‌شخصی‌وگاه به‌واسطه‌انسان‌های‌پاک‌و ازجانب‌خدا.

درادیان‌مختلف‌درباب‌عدالت بسیار صحبت شده و در ادیان الهی مصدر و بن عدل به خود پروردگار نسبت داده شده.

دردین‌اسلام یکی‌ازفرقان‌ها خودکلام‌خدا یعنی‌قرآن‌و‌دیگری‌ذات‌وفطرت‌پاک‌انسان‌معرفی‌شده.

پس‌اگه‌مادرفطرتمان‌فرقانی‌داریم‌که‌به‌واسطه‌آن درک‌ازعدالت‌می‌کنیم، چرااین‌همه‌بیراهه‌رفتیم؟

شایدجواب‌این‌سوال دراین‌نهفته‌است که‌مابه‌صدای‌فطرت‌پاکمان‌گوش‌نمی‌کنیم وفرقان‌های‌مختلفی‌که‌ناحق‌هستندراانتخاب‌می‌کنیم.

برای‌مثال‌یکی‌مثل‌استالین‌که‌چندمیلیون‌انسان‌روکشت چه‌فرقانی‌انتخاب‌کرده‌بود؟ یاطرفداران‌هیتلرچه‌فرقانی‌داشتند؟ یعنی‌معیارشان‌برای عدل به‌جای‌اینکه‌مفهوم‌عدل‌بایک‌شاخص‌سنجش‌درست‌باشد، مفهوم‌یک‌فردبایک‌شاخص‌سنجش‌نادرست‌بود واین‌همان‌مطلبی‌است که‌عرض‌کردم.گاه‌فرقان‌هاراخودانسان‌هابادیدگاه‌شخصی‌ارائه دادند. وهمان‌بخش‌ناراحت‌کننده‌ی‌موضوع‌عدالت‌است.

 

حال‌برسیم‌به‌اینکه، چرابه‌ندای‌پاک‌فطرتمون‌گاه‌گوش ‌نمی‌کنیم؟

 

تصورم‌دراین‌باب‌اینه‌که‌شایدبهترین‌پاسخ‌راعلم‌زیبای‌روانشناسی‌وروانشناسان‌بنام‌داده‌اند.

زیگموندفروید پدرعلم‌روانکاوی،  انسان‌را ذاتا‌لذت‌جوتوصیف‌می‌کند وقاعدتاًگوش‌کردن‌به‌ندای‌فرقان‌درونی‌نیازمندرسیدن‌به‌ادراک‌این‌موضوع‌است که‌درمقابل‌لذت‌های‌آنی‌مقاومت‌کنیم تابه‌لذت‌های‌اصیل‌طی‌زمان‌برسیم واین‌صبوری‌با اصل‌لذت‌جوی‌انسان‌ناپخته‌منافات‌دارد.

بدین‌سان‌جهت‌سرکوب‌اضطراب‌حاصله‌ازاین‌تعارض، ‌مکانیسم‌های‌دفاعی‌روان‌دست‌بکارمی‌شوندواضطراب‌ ودرواقع‌ندای‌فرقان‌درون‌راسرکوب وراهی‌ناهشیارفردمی‌کنند ولی‌بالاخره‌روزی‌سربیرون‌می‌آورد.(هرچندافرادپخته‌درلحظه‌هم، ‌بنابه‌شناختی‌که‌پیداکرده‌اند ازتاخیرانداختن‌لذت‌آنی‌نامعقول‌خودکسب‌لذت‌می‌کنند)

به‌نظرم‌تبیین‌زیبایی‌است. روحش شاد.

یاروانشناسان‌وجودگرابراین‌اصل‌هستندکه گوش‌دادن‌به‌ندای‌پاک‌درونی، مستلزم‌پذیرش‌مسولیت‌است وهیچ‌مسولیتی‌بدون‌اضطراب‌وجودندارد وبرای‌دوری‌ازاضطراب مامدام‌به‌خودمان‌ودیگران‌دروغ‌می‌گوییم.(باکمی‌اضافات‌وتعبیروتفسیرخودم‌وحفظ‌مفهوم‌کلی)

کارل‌راجرزبه‌زیبایی‌مفهوم‌هدایت‌ارگانیسمی‌رامطرح‌می‌کند که‌شایدنزدیکترین‌مفهوم‌به‌همان‌فرقان‌درونی‌است که‌تحت‌شرایط‌ارزش‌وزندگی‌تقسیم‌شده که‌محصول‌عدم‌تطابق‌بین‌خودپنداره‌وتجربیات‌واقعی‌فرداست، خدشه‌دارمی‌شود.

وخیلی‌بیانات‌ونظریات‌دیگرکه‌شایددرحوصله‌این‌متن‌نباشد. ولی‌درنهایت‌همگی‌به‌یک‌مفهوم‌ولی‌باواژه‌های‌مختلف‌اشاره‌می‌کنند.فردپخته، انسان‌اصیل، فردآرمانی، انسان فرارونده، فردخودشکوفاو... که‌دربیانات‌ونظریات‌ورویکردهای‌مختلف‌روانشناسی‌مطرح‌شده، همگی‌به‌یک‌مفهوم‌اشاره‌دارد:

مفهوم اعتدال!

یعنی میانه باشیم.

همه‌تلاش‌علم‌روانشناسی‌این‌است‌: ‌افرادی‌که‌بیش‌ازحداهل‌افراط‌درهرنوع‌ازتعاملی‌هستندرابه‌اعتدال‌وهمچنین‌افرادیکه‌سمت‌مقابل‌طیف درتفریط‌به‌سرمی‌برندرا به‌سمت‌اعتدال‌بیاورد. ‌البته‌درک‌این‌موضوع‌که‌آیاافرادواقعادرکدام‌سرطیف‌قراردارنداهل‌افراط‌یاتفریط‌هستند.

 که‌این‌امربواسطه‌ی‌روانشناس‌متبحرحاصل‌می‌شود. زیرااغلب‌این‌مقوله‌بسیارناهشیار‌وپیچیده‌است‌و فردبااین‌نوع‌زندگی‌چنان‌خوگرفته‌است‌که‌ازدرک‌عمق‌موضوع‌به‌تنهایی‌ناتوان‌است.

خب‌فکرکنم‌پرواضح‌باشد که‌عدالت‌وخشم‌باهم‌چه‌رابطه‌ای‌دارند؟

اگرخاطرتون‌باشه‌دربالا‌درمورد‌یکی‌ازعزیزان‌نسبتاًمحترم‌صحبت‌کرده‌بودم، همون‌که‌بدون‌زحمت‌حق‌همه‌روزیرپامی‌گذاشت‌وبی‌هیچ‌زحمت‌و تلاشی‌برای‌اجتماع‌خودش،  بدون‌پذیرفتن‌هیچ‌گونه مسولیت‌اجتماعی، باخودروی‌میلیاردیش آخرهفته‌هادوردورمی‌کرد وازهمه‌هم‌طلبکاربود.

خشم‌گینتون نمیکنه؟؟؟

امیدوارم‌بهترین‌ودقیق‌ترین‌فرقان‌هاروبرای‌تشخیص‌عدالت‌انتخاب‌کنید.

 یادمون‌باشه‌که‌انتخاب‌مسوولیت‌واضطراب‌هم‌داره ولی‌انسان‌های‌پخته‌هم‌مسوولیت‌می‌پذیرندوهم‌خوب‌انتخاب‌می‌کنند.

راستی‌نپرسیدین‌که‌چرا ابتدای‌صحبتم‌گفتم‌عدالت بامن‌رابطه‌تنگاتنگی‌داره؟

اگه‌طالع‌درست‌باشه، مامهرماهی‌ها‌نماد‌طالع‌مان‌ترازوهست‌وچالش‌زیادی‌بامفهوم‌عدالت‌داریم.

نظر شما

ماهنامه فرهنگی ، هنری ، اجتماعی ذهن آویز با تلاش جمعی از فرهیختگان و صاحبنظران جامعه در صدد است تا با رویکرد سلامت محور به مسائل جامعه بپردازد. این ماهنامه ، 28 ام هر ماه به صورت تمام الکترونیک از طریق وبگاه www.zehnavizonline.ir با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر می شود.خوشحالیم قدمی هرچند کوچک برای سلامت جامعه بر می داریم.

ذهن آویز

 

ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم. برای مشاهده اطلاعات بیشتر مراجعه کنید به سیاست کوکی ها. من در سایت از کوکی ها استفاده می کنم. قبول کردن